الشيخ أبو الفتوح الرازي

241

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

[ چه ] ( 1 ) ظاهر كلام ظاهر خبر است ، معنى او فرض و تقدير است ، و معنى آن است كه : هب انّ فاعلا فعل هذا الفعل و اعتلّ به مثل هذه العلَّة هل تقبلون منه ، همان انگارى كه كسى بيايد و چنين فعلى كند ، آنگه كه از او پرسند كه چرا كردى ، گويد : من نكردم ، اين بت مهترين كرد . شما از او قبول كنى ؟ تا گويند نه ! او گويد : چرا ؟ ايشان گويند : براى آن كه او حيات ندارد و قدرت ندارد و فعل از او محال باشد ، تا او گويد : بپرسى ، اگر ( 2 ) ايشان بگويند ، گويند : چون پرسيم از جماد كه ايشان آلت شنيدن و گفتن ندارند ؟ تا حجّت بر ايشان متوجّه شود ، تا باشد [ 37 - پ ] كه نظر كنند و انديشه و ايمان آرند و قول او قبول كنند ، چنان كه خداى تعالى گفت : * ( فَرَجَعُوا إِلى أَنْفُسِهِمْ فَقالُوا إِنَّكُمْ أَنْتُمُ الظَّالِمُونَ ) * ، بر ظلم بر خويشتن اعتراف دادند ، و مانند اين قصّهء داود است - عليه السّلام - في قوله : وَهَلْ أَتاكَ نَبَأُ الْخَصْمِ إِذْ تَسَوَّرُوا الْمِحْرابَ ، ( 3 ) - الى قوله : لا تَخَفْ خَصْمانِ بَغى بَعْضُنا عَلى بَعْضٍ ( 4 ) . . . ، [ الى آخر القصّه ، و معنى آن است : هب انّنا خصمان بغى بعضنا على بعض ] ( 5 ) و اخوان ، لَه تِسْعٌ وَتِسْعُونَ نَعْجَةً وَلِيَ نَعْجَةٌ واحِدَةٌ فَقالَ أَكْفِلْنِيها وَعَزَّنِي فِي الْخِطابِ ( 6 ) ، فما قولك في هذه الحادثة ، و اين قصّه و شرح ( 7 ) در جاى خود بيايد - ان شاء اللَّه تعالى و به الثّقة . جواب ديگر از او آن است كه : ابراهيم - عليه السّلام - اين خبر مطلق نگفت ، بل مشروط گفت بقوله : * ( إِنْ كانُوا يَنْطِقُونَ ) * ، اگر سخن گويند ، او كرده است ، يعنى اگر ايشان بر نطق قادرند بر فعل قادر باشند ، و اگر بر نطق قادر نه‌اند ، اولى و احرى كه بر فعل قادر نباشند ، و چون قادر نباشند عاجز و مدبّر باشند ، عبادت ايشان نكو نبود . و اگر گويند : اين شرط در نطق است نه در فعل ، گفت : بپرسى اگر سخن گويند ، گوييم : چه ممتنع است كه شرط باشد در هر دو ، و روا بود كه شرطى بود كه او شرط باشد ( 8 ) در بسيارى چيزها ، شرط يكى بود و مشروط بسيار .

--> ( 5 - 1 ) . اساس : ندارد ، ازآط ، افزوده شد . ( 2 ) . آط ، آج ، لب : تا . ( 3 ) . سورهء ص ( 38 ) آيهء 21 . ( 4 ) . سورهء ص ( 38 ) آيهء 22 . ( 6 ) . سورهء ص ( 38 ) آيهء 23 . ( 7 ) . آط او . ( 8 ) . همهء نسخه بدلها : بود .